حمام

مشغول شام بودیم
توی یک رستوران که اجرای موسیقی زنده داشت
هنرمندها یکی یکی اجرا داشتند
سپهر : یک روز هم بریم کنسرت ابی
من : نمیشه پسرم
سپهر : چرا ؟
من : چون اینجا ایران هست
قانون اینجا اجازه نمیده که
ابی ...... منصور ...... گوگوش..... و .........
کنسرت اجرا کنن
( ........نمیدونم پسرم چرا
فقط این و میدونم که اینجا آدمها میتونن
همه چیز و بپیچونن
به همون قانونی که اینجا اسمش
دور زدن هم دیگه است
نمیدونم چرا .........)

تازگیها جوجه مامان خروس شده
جوووون به لبمون میکنه
تا یک عکس بگیره
مثلا همین عکس بالاااااااا
یا همین عکس پایین

وقتی هم که وادارش میکنیم
که عکس بگیریم قیافش میشه این شکلی
همین عکس پایین و میگم

این دو تا عکس دیگه هم از بقیه ی ماجرا مستثنی نیستی
یا باید دزدکی عکس بگیریم از جناب جوجه خروس
یا انقدر قیافه میگیره که از عکس گرفتن بیزار بشیم



سپهر : چه جوری میشه که آدم انقدر قوی میشه
بابایی : وقتی غذای سالم بخوری
بدن سالم و قوی داری
مطمئن باش پسرم
این جور آدمها هیچ وقت خوراکیهای بی خودی نمی خورن
سپهر : مثه پفک و چیپس
بابایی : آفرین
البته در کنار همه ی اینها باید ورزش هم کرد

( چون اجازه نمی دادند که فیلم و عکس بگیریم
ما یواشکی عملیات انتهاری فیلم و عکس و انجام دادیم
........تو ایام نوروز هر شب پخش میشه)
