یک خبطی پارسال کردم
امسال هم تکرارش کردم .
اره................ باز هم نماینده شدم
نمیخواستم امسال هم
بشم حمال بی جیره مواجب بچه های مردم
اما خوب خریت کردم دوباره
انقدر پسری خواهش کرد که واقعا
دلم نیومد بهش نه بگم
وقتی هم از جلسه بر گشتم با چشمهای نگران
از من پرسید : چی شد ؟؟؟؟؟؟؟؟
من : باز هم مامان قبول کردم
فقط به خاطر تو
خودت میدونی که امسال نمیخواستم قبول کنم
تو هم به من قول بده
که هیچ وقت شکایتی ازت نشنوم
( بچم ذوق کرده بود و
سعی میکرد
خیلی مردونه با قضیه بر خورد کنه
نمیخواست مثلا من ببینم چقدر ذوق میزنه
اما بهم قول داد )
سپهر : باشه مامان قول
من : قول مردونه
سپهر : مردونه
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۰ ساعت 21:7 توسط
|
این وبلاگ روزنگاریست بر زندگی سپهر که به همت عموی سپهر بابای سپهر و اصل کار مامان سپهر و خود سپهر نگارش میشود