آقای ورزش
داشتم اعتراض های بچه ها رو
به آقای نیازی
یا به قول بچه ها آقای ورزش منتقل میکردم
موردی رو تذکر دادم که خیلی در موردش بین اولیا صحبت بود
آقای ورزش : این نقد شما کاملا اشتباه خانم
اصلا ببینم کی گفته !!!!!!!!
من : بماند اما خوب من بر حسب وظیفه باید به شما منتقل میکردم
( از تو جمع بچه ها دو سه نفر دستشون و اوردن بالا :
آقا اجازه ما گفتیم
و پشت سر هم دستها اومد بالا
یکی از این دستها هم البته سپهر من بود )
آقای ورزش : آفرین بچه ها
به همتون یک نمره جایزه میدم
ببینید خانم من همیشه به بچه ها گفتم
برای دو چیز هیچ وقت تنبیه نمیشن البته سر کلاس من
یکی راست گویی
شما هم خواهشن به اولیا بگید
هر حرفی دارن مستقیما با خودم مطرح کنن
مطمئن باشن من انقدر بی جنبه نیستم
که به بچه ها عکس العملی نشون بدم
( نمردیم و یک انسان دیدیم )
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۰ ساعت 10:40 توسط
|
این وبلاگ روزنگاریست بر زندگی سپهر که به همت عموی سپهر بابای سپهر و اصل کار مامان سپهر و خود سپهر نگارش میشود